آسیب شناسی مدیریت واحدها در ایران

آسیب شناسی مدیریت واحدها در ایران
مقدمه: هر واحد تولیدی به عنوان موجود زنده است که بدنیا میاید؛ رشد میکند ؛بالنده میشود و تدریجا سالخورده میشود و روزی عمر سازمان او به پایان میرسد. لذا مدیران کشور برای حفظ روند رشد ؛سلامت و زنده نگه داشتن واحد خود همواره باید مراقب شرایط،چلشها و راهکارها بوده تا عمر سازمانی خود را طولانی تر نمایند.همانطور که در کشورهای صنعتی واحدها نسلها پس از یکدیگر و گاهی طی چند قرن همچنان شاداب و پویا و موفق به حیات خود ادامه داده ولی در کشور ما واحدهای تولیدی با بنیانگذار آن متولد و با مرگ او خاموش میشوند و کمتر واحدی در ایران به نسلهای بعد از خود میرسد.دراین مقاله ابتدا به چالشهای پیش رو و مشکلاتی که مخصوص کشور ما بوده و هیچ الگوی خارجی نمیتواند راه کار وراه چاره ای برای ما فراهم کند خواهیم پرداخت:ا
1-   تولد واحدها: معمولا در کشور ما به همت فرد یا افرادی که رویائی در سر دارند ویا به دلیل شرایط خاص زمان و مکان به اندیشه برپایی واحد افتاده و از فرصتی که به وجود آمده مبادرت به برپائی آن مینمایند و کمتر دیده شده که با نقشه راه یا دیدن افقهای پیش رو یا بررسی حداقل 50 سال آینده طراحی و اجرا نمایند در حقیقت تولید اکثر واحدها مقطعی متناسب با نیاز روز و با انگیزه های شخصی تولد یافته اند.
2-   مسائل فرهنگی: ساختار اجتماعی و فرهنگ هر جامعه ای شرایط خاص خود را دارد و زمانیکه ما ایده ای را بطور صد در صد از جایی کپی کرده و وارد فرهنگ خود مینمائیم با مشکلات عدیده ای مواجه خواهیم شد زیرا محاسبات اقتصادی هر طرحی در ایران با عوامل بی شماری روبروست که در کمتر کشوری با آن مواجه میشویم.
1.   نرخ بانکی: آیا کشوری میشناسید که بهره بانکی آن 30% باشد
2.   آیا کشوری میشناسید که 180 روز در سال تعطیل باشند؟
3.   آیا اگر سرمایه خود را به بانک بسپارید با اطمینان خاطر 30% سود تضمین شده خواهید داشت؟
4.   آیا میدانید نزول پول در ایران 60% است؟
5.   آیا میدانید تورم واقعی 110% و تورم دولتی 40% است؟
6.   آیا از ناهنجاریهای اجتماعی آگاهی دارید به عنوان مثال:
1)   رشوه
2)   اعمال نفوذ افراد
3)   رانت
4)   عدم امنیت ایده و مالکیت معنوی
5)   روابط کارگر و کار فرما
6)   مبانی اخلاقی حاکم بر جامعه و صدها مورد آزار دهنده و تهدید کننده
3-   قوانین کشور:
v    آیا در مجلس تولید کننده ای نشسته است تا مشکلات و مسائل تولید کننده را درک کرده و آنرا نمایندگی کند
v    حمایت از تولید یعنی پرداخت 14 نوع عوارض به شهرداری؛هلال احمر؛زندانیان آموزش و پرورش؛مالیات بر ارزش افزوده و نظایر آن
v    تولید کننده ای که برای فروش محصولات خود با تبلیغات گسترده و فروش امانی کالا؛قبول چکهای مدت دار که خود فاجعه ای در کشور ماست باید به 14 ارگان دیگر عوارض پرداخت کرده و یا برای دریافت بهای خدمات خود پس از یکسال هزینه های متعددی پرداخت کند.
v    آیا عنوان تولید کننده در کشور ما از مشاغل ارزشمند و موجه وقابل تقدیر به شمار میاید به جای آنکه به تولید کننده که منبع درامد ناخالص ملی و بستر ساز اشتغال جوانان است لقب عالیجناب داده و امتیازات ویژه ای را برای لو قائل شویم اورا زالوصف ؛ خون آشام،ظالم  و دشمن کارگر نمی نامیم.
4-   هزینه سربار : تولید کننده در کشور ما ناچار به تحما 165 هزینه سربار است از پست نگهبانی تا باغبان؛آشپز؛ راننده سرویس؛ منشی ؛نهار؛لباس کار و عیدی ؛ پاداش؛ سنوات؛ و وام تا تامین هزینه های تیم فوتبال شرکت می باشد. این روش تا پایان قرن بیستم در کشورهای صنعتی متداول و جاری بوده و ما که از آن الگوها تقلید نمودیم همه این هزینه ها را بر کالای خود تحمیل نمودیم ولی در چند دهه اخیر شاهد بودیم که چگونه کشورهای آسیای شرقی با مهندسی معکوس این روش را دگرگون ساخته و کالای تولیدی خود را دهها برابر ارزانتر تولید نمودند و کشورهای صنعتی را به زانو دراوردند در حالیکه ما همچنان در فکر احداث سوله های متعدد و تحمل 165 هزینه سربار  14 نوع عوارض جانبی بوده و در زیر بمباران عوامل ذکر شده در قبل بسر میبریم.
5-   کپی کاری: ایرانیان بمحض آنکه خبر موفقیت کسب و کار یا تولیدی را شنیدند بلافاصله در فکر احداث واحدی مشابه افتاده و به سرعت رقیب واحد ایجادشده میشوند بدون آنکه از سرنوشت آن واحد آگاهی داشته باشند لذا پس از زمان کوتاهی هر دو واحد را تعطیل شده و ورشکست میابیم.
6-   درامد نفتی: از جمله تهدیداتی که مارا در زمینه صنعت و تولید ناکام میگذارد افسانه نفت است زیرا ایرانیان بی نیاز و ثروتمند را چنان به خواب فرو برد که از قطار پیشرفت آنهم با سرعتی سرسام آور جا ماندیم و یک قرن به خوابی عمیق فرو رفتیم چون هرگز نگران فردای خود نبودیم و همه چیز از عروسکهای زیبا تا موز و آناناس را سر سفره های خود دیدیم حتی قبل از آنکه کشورهای پیشرفته آن ابزار ها و عروسکها را دیده باشند این نگرش تا آنجا پیش رفت که فعالیت در زمینه صنعت و تولید به شغلی ریسک پذیر ، ناکام و از سر جنون نام گرفت زیرا درامدهای کاذب از نزول و خرید سکه و ارز یا سرقفلی و نظایر آن چنان سودآور شد که امروز برای صاحبان صنایع دلسوزانه آرزوی موفقیت داریم زیرا این افراد به جای آنکه در واحد تولیدی خود در اندیشه کارافرینی ؛ابداع، خلاقیت و تولید باشند به دنبال چکهای برگشتی ،برقراری رابطه با سازمانها و نهادها برای فروش کالای خود و یا در مجتمع های قضایی به دنبال پرونده های گوناگون سرگردانند.
7-   خلاقیت و کارآفرینی: امروز خلاقیت و کارآفرینی یک نیاز به شمار نمیاید بلکه بعنوان شرط بقای یک کشور تلقی میگردد. جا ماندن از قطار پیشرفت با سرعت سرسام آور نشان داد که چگونه کشورهای بدون نفت و گاز هم از ما آبادتر و هم ثروتمندتر شده اند.سکون و بی حرکتی در دنیای امروز برای یک کشور در هر اندازه ای که باشد نتیجه ای جز نابودی نخواهد داشت.
8-   چه باید کرد؟ : به هر حال باید بدانیم که دیگر نفتی برای صادرات نخواهیم داشت پس باید بیاموزیم که از علم و دانش خود با خلاقیت و کارافرینی ثروت آفرینی کنیم آنهم برای کشوری که بالاترین نرخ بیکاری را دارد حال با این گزارشی مختصر از شرایط امروز جامعه ایران یادآور میشویم که مدیران صنایع و یا صاحبان صنعت و تولید باید بیاموزند که :
1.    تولید کالا با 100% درامد سودی برجای نمیگذارد زیرا 40% را تورم 30% بهره بانک 20% را که میتوانست سود سرمایه ما باشد را از دست میدهیم پس باید کالای تولیدی ما حداقل 200% سود داشته باشد تا ادامه حیات این واحد را ممکن سازد.
2.     باید بیاموزیم که پرداخت 165 ردیف هزینه ها هرگز کالای مارا قابل رقابت در جهان نخواهد کرد.
3.    باید بیاموزیم چه منابعی در کشور وجود دارد که به آنها نپرداختیم و امروز با شرایط تحریم و دلار 4000 تومانی محتاج منابع ان سوی مرزها هستیم.
4.    باید بیاموزیم لازم نیست همه قطعات مورد نیاز را خود تولید کنیم در حالیکه کارخانجات متعددی با 70% ظرفیت خالی چشم به راه سفارش شما به قیمتی به مراتب ارزانتر از قیمت تمام شده کالای شما می باشند.
5.     تغییر نگرش در انتخاب ایده: به جای آنکه به صورت هیجانی در مقاطعی به دلیل شرایط و فرصت ایجاد شده اقدام به ایجاد واحد تولیدی نمائیم از تجارب کشورهای دیگر بهره مند شده و الگوی آنرا ایرانی کنیم و سپس اقدام به راه اندازی آن نمائیم.
6.    هدفمندی و مصرف انرژی: یک قرن با انرژی ارزان یا مجانی به تولید پرداختیم و 1700 دلار انرژی به قیمت جهانی را به بهایی اندک مصرف نمودیم تا 1000 دلار درامد ملی ایجاد کنیم . غافل از آنکه برای 1000 دلار درامد 1700 دلار بر باد میدادیم ولی دلخوش بودیم که زمینه کسب و کار و اشتغال برای مردم فراهم میشود.ولی امروز که باید به قیمت جهانی انرژی مصرف کنیم دیگر توان هر واحدی را زیر بار سنگین این هزینه خرد نموده و ما که هرگز نتوانستیم کالای رقابتی تولید کنیم با این جهش ناگهانی شاهد مرگ واحدهای بی شمار تولیدی هستیم که قادر به ادامه حیات نبوده وبا کالاهایی که با بهای چندین برابر ارزانتر بازار مارا در نوردیده پیداست که آینده ای در انتظار ما نخواهد بود.
9-   مشاغل خانگی: با توجه به قوانین و مقرراتی که کشورهای صنعتی با آن مواجه بودند و هزینه های سرباری که به قیمت تمام شده کالا تحمیل میشود بیکاری جمعیت بزرگی از کشور چین موجب گردیده که در اواخر قرن بیستم راهکارهای دیگری جایگزین روشهای متداول در جهان غرب گردد.در حقیقت مهندسی معکوس را که از جوامع غرب آموخته بودند به کار برده و به حذف هزینه های سربار در کالاهای تولید شده اقدام نمودند.این تفکر مدعی است که صنعت یا تولید چه وظیفه ای در قبال سایر نهادهای اجتماعی دارد.چرا صنعت یا تولید باید مسئول زندانیان یا آموزش و پرورش باشد آیا سایر نهادهای اجتماعی نیز همین رسالت را بر عهده دارند. پیگیری و استمرار این نوع اندیشه در قالب مشاغل خانگی تبلور یافت چون در این روش دیگر حقوق بیمه؛ ایاب و ذهاب و لباس کار و عیدی و پاداش و دهها هزینه سربار حذف شده و کالا به شدت ارزان میشود به نحوی که قیمت پاره ای ازین کالاها مارا شگفت زده میکند قوانین جدید نیز ظهور یافت که برای اعضای خانواده مجوز نیز صادر میشود تا قانونا بتوانند به تولید محصولات غذایی؛دارویی؛آرایشی؛بهداشتی نیز بپردازند.خوشبختانه در ایران نیز قانون مشاغل خانگی از تصویب مجلس گذشت و اعضای خانواده با ثبت نام دراین مراکز موفق به اخذ مجوز چه بصورت مستقل یا تعاون خواهند شد.سایت این مرکز در وزارت کار www.mcls.gov.ir  و در وزارت تعاون تحت عنوان مشاغل خانگی فعال است. این روش را میتوان به محلات ؛روستاها و همسایگان گسترش داده و خانواده های زیادی برای یک کالا به تولید بپردازند.
10-          ظرفیت خالی کارخانجات: صاحبان صنایع یا تولید کنندگان گاهی به دلیل تقاضای بیش از ظرفیت واحد و گاهی به دلیل ارزان تر شدن کالای تولیدی از این روش استفاده مینمایند.روزگاری کمپانی sony  بدلیل تقاضای روزافزون از ظرفیت خالی کارخانجات استفاده مینمود تا برای سونی همان محصولات را طبق فرمول و نقشه سونی به اجرا دراورد.ازین روش 50 سال میگذرد و هنوز در کشور ما متداول نشده چنانچه مدیران کشور مزایا و محاسن این روش را مورد توجه قرار دهند.بخش یا قطعاتی از محصول خودرا به کارخانجاتی که بدلایل گوناگون دارای ظرفیت خالی شده اند واگذار نمایند.این روش بخشی از مشکلات کارخانه پذیرنده را نیز حل میکند زیرا برای متقاضی تولید و تحویل می دهد و دیگر نیاز به طی مراحل بازرگانی ؛بخش فروش و مسائل بی شمار را ندارد.
11-          برون سپاری خدمات: تاکنون اکثر سازمانها و موسسات بزرگ ادارات گوناگون را جهت تامین نیازها و خدمات خود ایجاد نمودند .خوشبختانه در سالهای اخیر استفاده ازین روش در کشور در حال شکل گیری است به عنوان مثال هر سازمان یا شرکتی اداره ای برای نظافت مجموعه خود برپا نمی سازد و در قالب قراردادی توسط موسسه ای نظافت و نگهداری آن موسسه انجام خواهد شد.بعنوان مثال شهرداریها نیازمند خدمات گوناگونی هستند از فضای سبز تا رنگ آمیزی جداول و چراغانی محلات و صدها نیاز دیگر که بجای ایجاد اداراتی برای ارائه این خدمات میتواند با برون سپاری  از خدمات شرکتهای دیگر در قالب یک قرارداد استفاده نماید.مدیران و صاحبان صنایع باید این دقت را داشته باشند که کدام بخش از محصولات یا نیازهای خود را با برون سپاری خدمات از سازمانهای دیگر فراهم نمود.
12-          مونتاژ: اکثر شرکتها و صنایع با تولید قطعات متعدد و مونتاژ آن به محصول نهایی دست پیدا خواهند کرد. معمولا بخش مهمی از هزینه های یک واحد تولیدی مونتاژ و سوار کردن قطعات تا رسیدن به محصول نهایی است.محاسبه هزینه های مونتاژ یک کالا را در نظر گرفتن تمام مسائل مربوط به آن از فضا؛ انرژی ؛نیروی انسانی و مسائل مدیریتی میتوان به هزینه نهایی مونتاژ دست یافت و سپس با بسیج افراد یا خانواده ها یا سازمانهائی مانند کمیته امداد بهزیستی؛زندانیان مدارس و نظایر آن ابتدا مونتاژ را آموزش داد و سپس قیمت تمام شده را با روش کلاسیک قبلی مقایسه نمود.
13.منابع داخلی جایگزین واردات : اکثر صنایع و کارخانجات که معمولاً از کشورهای صنعتی خریداری و درایران راه اندازی گردیده براساس برنامه ها و مواد اولیه و روشهایی که توسط فروشنده ارائه گردیده است اداره میشود و کمتر مشاهده گردیده که مدیری نسبت به جایگزینی آلیاژی،ماده اولیه ای یا ابزارهایی اقدامی جدی به عمل آورده باشد .این تلاشها علاوه بر خودکفایی واحد تولیدی موجب فرار از تحریم یا نوسانات ارزی را برطرف خواهد کرد.چند مثال ساده میتواند آگاهی دهنده برای کسانی باشد که مایل به استفاده از این روش باشند.
1.جایگزینی موادی که بدنه محصول را شکل میدهند به عنوان مثال یک بدنه فلزی به پلاستیکی
2.جایگزینی مواد اولیه :بارها اینجانب موفق به تامین مواد مورد نیاز از منابع داخلی گردیده وموجب ارزان شدن و حذف ارزبری کالا گردیدم .مثلاً استفاده از الکل اتانول داخلی با ایزوپروپیل الکل وارداتی و یا استفاده از کود اوره جهت تکمیل فرمولاسیون تری اتانول آمین و یا استفاده از آلیاژ آلومینیوم 6063 در ساخت تیوپهای آلومینیومی و صدها نمونه مشابه
3.ماشین آلات:در زمینه ماشین آلاتی که در خط تولید استفاده میگردد با ابتکارات و ابداعات متعددی میتوان هم باعث بالا بردن راندمان وهم ارزان شدن دستگاههای مورد نیاز تولید گردیده و یا تغییراتی در خط تولید بوجود آورد که صرفه جویی در هزینه یا سرعت تولید را به دنبال داشته باشد.
14.ضایعات: از جمله منابع قابل توجه و انبوهی که در کشور کمتر مورد توجه صاحبان صنایع قرارگرفته ضایعات است.استفاده از منابع ضایعات علاوه بر دور ماندن از تحریم و نوسانات ارز بسیار ارزان بوده که کمتر مورد توجه قرار میگیرد .ضایعات به چند دسته تقسیم میگردد:
1.ضایعات صنعتی
2.ضایعات کشاورزی
3.ضایعات طبیعی
1.ضایعات صنعتی :مقادیر قابل توجه ای از ضایعات در پالایشگاهها و واحدهای پتروشیمی که فعلاً به دریا ریخته میشود یا ضایعات لاستیک،الکترونیک و نساجی از جمله این ضایعات میباشند.
2.ضایعات کشاورزی :شامل اندامهای گیاهان،محصولات فاسدشده نظیر فضولات حیوانی،گوجه فرنگی،پوست میوه ها،برگ خرما،ساقه برنج و بیشمار مواد ضایعاتی قابل فرآوری
3.ضایعات طبیعی :نیز شامل گیاهان خودرو در طبیعت،جلبک های کنارساحلها،آفتهای موجود در دریاها،خاکهای رنگی و مواد شیمیایی نظیر سولفات سدیم در کویر وامثال آن
15.صنایع پایین دستی پتروشیمی :از جمله فرصت های پیش رو مدیران و صاحبان صنایع محصولات پایین دستی پتروشیمی را میتوان برشمرد امروز بیش از 70000 فرآورده از مواد اولیه پتروشیمی قابل دسترسی میباشد.این محصولات در ابعاد بسیار کوچک تا طرح های عظیم متغیر است و شامل محصولات خانگی وآرایشی،صنعتی و نساجی،حمل ونقل،پزشکی و بیشمار رشته های گوناگون را دربرمیگیرد اهمیت سرمایه گذاری در این صنایع داخلی مواد اولیه و دور ماندن از تحریم ها و نرخ ارز میباشد.
16.پایان درآمد نفتی :با اجرای هدفمندی یارانه ها از این پس بهای انرژی برمبنای نرخ جهانی محاسبه خواهد شدو چنانچه به پایان دوران درآمد نفتی باور داشته باشیم تامین منابع ارزی برای خرید مواد اولیه واحد تحت مدیریت شما دچار بحران خواهد شد.زیرا تامین ارز آن هم به نرخ آزاد بهای کالا ی شما را به نحو چشمگیری افزایش داده و آن را غیر رقابتی خواهد ساخت چنانچه مقرر باشد از این پس در کشوری مانند ایران قصد سرمایه گذاری در صنعت و تولید داشته باشیم توجه به این نکته مارا از خطر قطعی نابودی نجات خواهد داد.
17.سایر منابع کشور: به دلیل درآمد سرشار نفتی توجه ایرانیان به منابع داخلی مغفول ماند با نگاهی گذرا میتوان توجه سرمایه گذاران را به منابع داخلی کشور سوق داد به عنوان مثال تانن از مواد وارداتی است که مصارف بیشماری در صنایع گوناگون اعم از رنگ سازی یا نساجی دارد و ضایعات جنگل های بلوط ایران و میوه آن منابع سرشاری برای تولید این ماده صنعتی را فراهم خواهد ساخت .خاک های رنگی ایران که توجه جهانیان رابه ایران معطوف داشته ویا تولید رنگهای طبیعی و منبع عظیم پروتئین از آفت های دریای خزر،کاشت بنزین،شکر 400برابر شیرین تر از گلوکز،برگ خرما و ساقه برنج برای تولید بلوک ساختمان یا سولفات موجود در کویر ایران و با دستگاههای تولید آب برای کشوری که از بی آبی رنج میبرد از جمله آنهاست.
18.کشاورزی در ایران :کشاورزی در ایران به شدت عقب مانده وکهنه است و هنوز ایرانیان کشاورزی را به عنوان معیشت پذیرفته اند در حالیکه کشورهای بدون نفت وگاز هم آبادتر و هم ثروتمندتر از ایرانیانند با یک نگاه گذرا در خواهیم یافت که ایران به دلیل دارا بودن 9 اقلیم از 11 اقلیم جهان فرصتهای بیشماری رادر خود دارد که میتواند در صنایع غذایی،آرایشی بهداشتی،دارویی،صنعتی و غیره نقش مهمی را ایفا میکند به عنوان مثال تغییر فضای سبز کشور که صدها هزار هکتار از اراضی کشور را با هزینه های نجومی وبا مصرف آب تصفیه شده در حقیقت بی مصرف وبیهوده میکند میتوانند جای خود را به گیاهان دائمی و قابل فروش بدهد و برای صنایع کشور کمک سرشاری را به دنبال داشته باشد.
آشنایی با میوه های جدید،گیاهان صنعتی،جایگزینی صنوبر وتبریزی به درختانی برای تولید چوب،تهیه خوراک دام از منابع ضایعاتی وفضولات حیوانات و تولید لوازم آرایشی گرانقیمت از منابع کشاورزی و هزاران فرصت کوچک وبزرگ از جمله ایجاد واحدهای کشت وصنعت از جمله این مثال هاست.
19.روش های قابل توجه بهره وری :
1.اجاره دادن برندهای معروف معروف از جمله روشهای متداول در عصر حاضر میباشد و برندهای معروف و شناخته شده مارک خود را به واحدهای غیرمعروف یا تازه کار اجاره داده تا از شهرت ومقبولیت آن برند کالای جدید عرضه شده با دونام به بازار آید یکی با نام واقعی خود و دیگری با نام برند معروف و در حقیقت رقابت با خود را در پیش گیرد.در ایران شرکت بن ساله ماکارونی خود را با برند مهرام به بازار عرضه نمود و از این شهرت برای معرفی کیفیت کالای خود بهره مند گردید.
2.سرمایه گذاری در محصولات با مصرف عام:در کشورهای جهان سوم که آستانه آسیب پذیری آنها به دلایل مختلف زیاد است وهمواره در معرض تحریم یا نوسانات ارزی قراردارند ویا در کشورهایی که ناهنجاریها و رانت خواری بر آن حاکم است نباید تولید کننده محصولاتی بود که 2یا چند شرکت مصرف کننده آن باشند و هرزمان آن شرکت های مصرف کننده به هر دلیل نظیر اعمال نفوذ افرادی خاص یا منافع مدیران و یا منافعی که از واردات همان کالا وجود دارد از خرید محصولات شما خودداری نمایند به ناچار محکوم به ورشکستگی خواهید بود.به عنوان مثال تولید قطعات برای چند کارخانه مصرف کننده همواره این خطر را دارد که به هرنحو با شما رفتار شود یا در پرداخت صورت حساب یا تحمیل قیمت خرید تولید کننده را ناچار به تسلیم نماید.در این کشورها باید به تولید محصولاتی پرداخت که مصرف کننده عام دارند واگر درصد ناچیزی از جامعه مصرف کننده محصول شما باشند ادامه حیات شما ممکن خواهد بود به خصوص آنکه 2 میلیارد از جمعیت جهان در 15 کشور همسایه که در شرایط کم وبیش مشابه ما قرار دارند میتوانند جزومصرف کنندگان کالای ما باشند
3.تحقیق و مطالعه جوامع دیگر جهان :متاسفانه کپی کردن ایده های اجرا شده در کشور بسیار متداول است و به محض آن که واحدهایی را موفق احساس کردیم به کپی کردن و برپائی واحدهای مشابه می پردازیم غافل از آنکه مطالعات میدانی و یا بررسی دقیق شرایط حال وآینده آن واحد گویای حقیقتی دیگر باشد در حالیکه میتوان با مطالعه صنایع و واحدهای تولید دیگر کشورها و انطباق آن با شرایط اجتماعی ایران ایده های مناسب تری را انتخاب نمود که ضریب ریسک پذیری آن به حداقل برسد.
20.توسعه واحد با مالیات :چنانچه مدیران درآمد حاصله را صرف توسعه واحد یا خرید ماشین آلات یا توسعه بنا یا اهداف آینده نمایند بالطبع سود برای محاسبه مالیات وپرداخت آن به دولت باقی نخواهد ماند.درحالیکه سرمایه گذاری انجام شده پشتوانه قویتری برای آن واحد ایجاد خواهد کرد و در شرایط بحران میتواند امنیت سرمایه را فراهم سازد.
21.تغییر خط تولید :مدیران همزمان با احداث واحد صنعتی یا تولیدی باید به این نکته توجه داشته باشند که ممکن است روزی عمر سازمان به پایان برسد زیرا طبیعت واحدهای تولیدی مانند موجودی زنده به دنیا می آید،رشد میکند،بالنده میشود و سرانجام سالخورده و به مرگ نزدیک میگردد.مدیران باید به این مهم بیاندیشند که در صورت بروز بحران رقابت و یا پایان دوران مصرف آن کالا از ماشین آلات و خطوطی که ایجاد کرده اند چه محصولات دیگری میتوان تولید نمود.واز همان روز اول فضای مناسب برای آن را فراهم سازند و چنانچه کالای تولید شده این واحد بازار خود را از دست داد بتوان با همان امکانات در رشته دیگری از نیازهای جامعه فعال شد به عنوان مثال شرکت فولکس واگن در جنگ جهانی به دلیل بمباران و نبود بنزین در آستانه تعطیلی قرار گرفت ولی به دلیل پیش بینی بنیان گذاران شرکت از روز بعد در قالب های درب وکاپوت و گلگیر وغیره را باز نمودند وبه جای آن قالب کلاه وقمقمه و ظروف مورد نیاز در جبهه ها را آغز نمودند که بازارهای به مراتب داغتر از بازار گذشته داشت و این شرکت به طور شبانه روزی به تامین نیازهای جنگی پرداخت.
22.حذف هزینه های سربار :یکی از اهداف مدیران باید پایین آوردن قیمت تمام شده و رقابتی شده کالا باشدو باید از روشهایی که شرح مختصری از آن گذشت الگو و روش تولید خود را متحول ساخته وبراساس روشهای قرن بیست ویکم به فعالیت ادامه دهند.این روشها شامل مشاغل خانگی ،ظرفیت خالی کارخانجات،مونتاژ،تغییر منابع مواد اولیه و کاهش 165 هزینه سربار در کشور شد.
23.بازرگانی و فروش :همانطور که ذکرآن گذشت درآمد نفتی ایران در یک قرن اخیر مدیران را از توجه به بازارهای اطراف کشور دور نگه داشت و همین امرموجب گردید که بازارهای متعدد اطراف کشوررا به کشورهای دیگر سپرده وآن کشورها با حوصله و تدبیر توانستند اعتماد مصرف کنندگان را فراهم ساخته و راه ورود ایرانیان را مسدود سازند.امروز به دلیل شرایط تحریم و عدم امکان انتقال ارز بازارهای مرزی ایران نظیر عشق آباد،اینچه برون،اربیل،شلمچه و غیره ما را به 15 کشور که جمعیتی بالغ بر 2میلیارد را در بردارند مرتبط خواهد ساخت.امید است اشتباهی را که نسل گذشته به دلیل بی نیازی از آن غافل ماند توسط مدیران جوان کشور به صورت اصولی پایه ریزی شده و حضور ایران را در این کشورها عملی سازند
24.توصیه :با توجه به شرایط سیاسی،اقتصادی وجغرافیایی به خوبی میدانیم که مشکلات عدیده ای برسر راه مدیران و صاحبان صنایع قراردارد به نحوی که هر روزه شاهد فروپاشی،تعطیلی و یا ورشکستگی واحدهای تولیدی کشور هستیم .از این رو توجه سرمایه گذاران را به این نکته جلب مینمائیم که از انتخاب ایده ها براساس آرزو،رویا وآرمان اجتناب نموده و براساس واقعیت های موجود ویک قرن تجربه نفت در ایران حرکت در مسیری را انتخاب نمایند که کمتر دستخوش موانع پیش بینی نشده باشد به عنوان مثال در کشور ایران 20میلیون خانواده و 10میلیون واحدهای صنفی وخدماتی هستند که شامل :رستوران ها،کافی شاپ،هتل ها و...میباشند که براساس این محاسبات روزانه صبح و عصر و شب بیش از 90میلیون سفره در کشور گسترده میگردد که میتواند بازار اطمینان بخشی برای سرمایه گذار باشد.یعنی 90 میلیون مصرف کننده در روز که اگر از هر 10000 نفر یک نفر خریدار کالای شما باشد امنیت کافی برای شما فراهم میگردد لذا اولویت در این کشورها صنایع غذایی ست وبعد از آن محصولاتی که منابع مواد اولیه آن در داخل کشور موجود دارد و نیاز مبرم کشورهای همسایه است که خوشبختانه این فرصت ها بیشمار است.